چند روزی بود که می خواستیم
من ومامان وخواهر عزیزم بریم
بیرون قابل توجه اقایون ما خانم ها
برعکس پسرها از رانندگی متنفریم
مخصوصا بنده چون باید هر کی خواست
این ور اون ور ببریش اون شب خواهر بنده پشت ماشین
نشسته واز انجا که بیش از حد ترمز می کند بنده ومادر
از لحظه نخست شروع کرده به خواندن ایه الکرسی
چون ایشان در یک سال رانندگی چند بار تصادف داشته![]()
و هر بار زنگ میرنه
میگه من تصادف کردم پاشو بیا
وبنده


دفعه ی اخر همین یک ماه پیش بود
که جلوی ماشینو اورد پایین
یک دفعه هم دم دانشگاه تصادف کرد حالا چه روزی
اون روزی که استاد مورد علاقه ی بنده کلاس داشت 
بر می گشت خونه
کم مونده بود جیغ بکشم
بابا جا قعطی دم در دانشگاه تصادف کردی 
اخه بیمه نامه و گواهی هم نمی بره زنگ میزنه
پاشو بیار
وبنده 


خلاصه از ماجرای اون شب بگم
تویی خیابان رانندگی میکرد و حتما دیدید
که یک طرف خیابونا رو برای خط واحد درست
کردن یک پژو رفته بود گیر کرده بود هی بوقع میزد
به خواهر شوماخر مابرو کنار تا من رد شوم حالا چی جلوی
ما ماشین بودمن برگشتم وبا دست اشاره کردم بابا
ماشین جلوی رونمی بینی
بعد ایشون دست رو گذاشته روی بوق
وهی میزد از اونجا بنده خیلی صبورم
برگشته یک فشه دادم البته نه به ان شدتی که
اقایون می دنا
بعد که برگشت یکدفعه یه چیزی محکم خورد به ماشین
دیدم 
مردک محکم زد به سپر حالا من
رو به مامان یک لحظه صبر کنید
رفنم اون ور خیابان وپلیسی که اونجا بود رو صدا
کردم حالا من![]()
اقا یک ماشین پشت سر ما
نه تنها اذیت کرده زده پشت ماشین ما
لطفا کنید بیایید


افسر باشه شما برو من اومدم
حالا من برگشتم دیدم مامانم

اومد بیرون با یارو دعوا
حالامن![]()
![]()
مامان
وخواهر محترمه![]()
و در اخر من
حالا افسر اومده می گه بیاید دوتایی اون ور خیابون
خواهرم رفت نشست پشته ماشین در باز کردم ای دیونه
تو که گواهی نامتو نیاوردی؟![]()
بیاپایین
خودم نشستم اوردم اون ور خیابون
بعد از پیاده شدن مرد روبه افسر
اقا اینا فیلم بازی میکن

جا شون رو عوض کردن![]()
حالا من
اگه راست می گیی بگو من کدومم![]()
مرد


والا من نمی دونم

ولی اینا جاشون رو عوض کردن
حالا ما


خلاصه افسر گواهی نامه اقا رو گرفت وپیوست کرد برو از
کلانتری ............
بگیر اگه الان می خوای
باید رضایت اینا رو بگیری
چون حق با این خانم هاست
حالا ما![]()
![]()
![]()
![]()
خواهرم ما رضایت نمی دیم![]()
مامانم بابابذارید بره ماشین ما که
چیزی نشد
خواهرم نه اصلا
حالا من وخواهرم![]()
مرد ![]()
باشه اصلا مهم نیست
خدانگدار

حالاما 


خواهرم بیا گواهینامه روبدیم
نکنه فردا تو خیابون مارو ببین..................
ببخشید ما رضایت می دیم![]()
![]()
![]()
وافسر گواهینامه روتحویل داد
وما راه افتادیم
وبنده پشت ماشین نشستم تا
دیگه از این اتفاقات
نیفته
![]()
دوهفته ی















بود


هم تشریف داشتن وهی با صدای بلند



به ما


خود برای ایشان تماس

بگذریم
فرار می کنند خلاصه دو سالی
ومنی که پرچم دوست داشتن اقایون را در دست
از خجالت اب شده و در زمین فرو رفتم

تنها گذاشتن