قسمت پنجم شوهر یابی
فامیل مصیبت افتادم که همان فامیل پدریست
در فامیل بنده در تقسیمات دختر وپسر مشکلاتی وجود
دارد اول این است که تعدادپسرا بیشتر یا به قولی دوبرابر دختران![]()
است
خلاصه در فامیل تا از قبل ازدواج این تازه به دوران رسیده ما ۳ دختر
مجرد بودیم من وخواهرم و جناب او
من وخواهر ادامه ی تحصیل داده
وایشان به دنبال شوهر
ای کاش ما
هم شیوه ی ایشان را پیش گرفته بودیم
مادر گرامی
ایشان در اول قبولی بنده
تا چشمانه مبارکشان بر بنده می افتاد
در مورد خراب بودن دانشگاه سخن می گفتن
که می دانی به دختر فلانی در دانشگاه ........ تجاوز شده![]()
استاد فلان رشته با دختر فلانی سکس داشته
وایشان را ول کرده
و دختر بیچاره![]()
من که کلی ترسیده بودم پا به مرکز جرم وجنایت گذاشته
و منه از همه جا بی خبر و البته ترسو در اولین کلاس سوتی بزرگی
داده که بد ها باعث خنده ی اطرافیان گردم![]()
در یکی از کلاس های روز... بود که من با خیالی اسوده ![]()
بعد از تمام شدن کلاس موبایل خود را روشن کرده ومشغول به گوش دادن
اهنگ بودم که حراست دانشگاه وارد شد مردی قد بلند و البته با تصویری که
فامیل گرام برای بنده درست کرده بودن ترسناک
اقای بیچاره بنا بروظیفه
خواست که موبایل را تحویل دهم ولی فکر من جایی دیگر بود واز ترس بر خود
می لرزیدم
وچون در کلاس کسی جز او ومنو دوست گرام نبود
ایشان هم رقتار عیر عادی من را دید از دوستم خواست از کلاس خارج شود
تا دوستم رفت من شروع کردم به فریاد که خانواده ام پدرت را در می اورن
واقا![]()
و مادر من بسیجی هست
واز ان طرف در دوستان![]()
![]()
![]()
خلاصه مرد بیچاره نه تنها موبایل را نگرفت بلکه
کلی وحشت زده
فقط اشاره
می کرد که
ساکت باشم و
من ![]()
از این موضوع بگذریم
از شب مهمانی بگویم
با سوالات مکرر و البته به جلعبی کامل
درستون تموم شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
من بله الحمدالله![]()
ان شاالله شوهر کنی
سر کار نمی ری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
من فعلا نه؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
ان شا الله یه بدخت خوب در خودتو بزنه![]()
دختر ما که شوهر کرد دو خوشبخت شد
من![]()
موقع شام برای من نوشابه می ریزی ؟؟
بفرمایید ![]()
انشاالله عروسیت باشه![]()
من ![]()
![]()
![]()
![]()
عیبی نداره براتون دعا می کنم ![]()
![]()
من![]()
![]()
![]()