خسته
اومدم به زندگیم سرو سامون بدم خوشحال بودم ولی باز تو
مشرب مست خبرای که از تو میرسه خسته شدم چرا چرا اذیتم میکنی؟
دوست دختر جدید مبارک ولی به من چه مشروب خوردی راه افتادی این ور اون رو
بیچاره اون دخترم ترسیده بود
+ نوشته شده در جمعه هشتم دی ۱۳۹۱ ساعت 2:0 توسط منم دیگه بی حیا
|