حالا بخند آها آها.........................................
نمی دونم تویی این چند روز چی شده؟؟؟؟؟؟![]()
هر وقت یاد قیافه و تپی یارو می افتم حالم می خواد به هم بخور![]()
دیگه هیچ وقت تا پسری رو نبینم باهش حرف نمی زم
دیروز بافری نشستیم کلی گفتم وخندیدم ![]()
![]()
![]()
درمورد مدل لباس یاور وموهاش وکلی
بعد
به فری گفتم فری خاک بر سرم ازش
جزوه گرفتم نمی تونم
بهش دست بزنم احساس می کنم
خودشه فری گفت بگو بیاد بگیره
منم بگو بیام
حالا من![]()
![]()
من یه نگاه جالب کردم می خوای بیایی بخندی فری
من![]()
![]()
من اصلا اهل این کارام![]()
![]()
![]()
وهر دو شروع کردم به خنده![]()
![]()
ولی من پشنهادشو قبول نکردم چون می ترسم یکی باهام این کار رو
بکنه![]()
نشستیم وفکر کردیم چه جوری به هم بزنم که به غرور اقا بر نخوره![]()
![]()
و فری هر چی من میگفتم می نوشته![]()
![]()
نوشتیم می خوام برم مکه ومی خوام توبه کنم واز این حرفا....![]()
برای همین می خوام رابط رو قطع کنم در اخر هم نوشتم ![]()
که از جانب شما هم زیارت می کنم![]()
![]()
![]()
ازخونه ی فری که اومدم خونه پیامک رو فرستادم ![]()
![]()
چند دقیقه بد جواب داد گفت
مکه اصلی تویی قلب شماست![]()
واز این حرفا وگفت کاش یه خورد صداقت وجسارت داشتید![]()
ومنم دیگه جواب ندادم![]()
بد ساعت
۱۲:۳۰ شب دیدم پیامک داده من رو نپسندیدی
منم تو رو نپسنیدم ولی نمی خواستم بهت بگم
حالا من![]()
![]()
خلاصه کلی خندیدم
ببین من به فکر این بودم اون ناراحت نشه
چقدر اون خر ![]()
![]()
ولی فکر کنم می خواست کم نیاره![]()
می خواستم بنویسم وخودتم فهمیدی فرق ما زمین تا اسمون بود![]()
ولی دیدم ارزششو نداره
بد کلی باخواهری خندیدم![]()
![]()
تا من باشم ندیده جواب پیامک کسی رو ندم![]()
![]()