سلام وای پنچ شنبه مصیبت بود

 یادتون تویی یکی از مطالب گذشتم گفته بود یکی

کسی بود که تلفن می کرد حرف می زدم باورتون نمی شه

 ۶ ماه بود که بدون اینکه ببینمش به هم پیام کوتاه می دادیم

اینش باحال بود وقتی خواهری می گفت برو ببینش می گفتم نه خجالت می کشم

تازه صداشم بد نبود  تا اینکه به پشنهاد یه عالمی رفتم ببینمش

قرار شد بیاد دم اموزشگاه حالامن منی که هر روز یه تیپم

هر روز با یه جور لباس ومو می رم بیرون فکر کنید چی دیدم یه پسر با قد کوتاه وای............

کاش حداقل قدش بهم می اومد من ۱۷۰ هستم ولی فکر کنم اون ۱۶۰بود

خدایا ببخش ولی داشتم سکته می کردم

حالام دارم تاوانشو پس میدم همه می گن غرورش شکستی

ولی من چی؟؟؟؟؟؟؟؟

اگه بیاد تو خانواده ی ما همه مسخرش می کنن

چه غلطی کردم

حالا موندم چی کار کنم

جالب اینجاست انقدر حالم گرفته شده بود دیگه هیچی از درس نمی فهمیدم

هیچی.....................

بیچاره هی پیام کوتاه میده انقدر بد بودم که جواب نمی دی

بدبخت من 

اگه بگم اره به قول بچه ها غرورشو شکستم

 اگه بگم اره دروغ گفتم

چی کار کنم حالا؟؟؟؟